تبلیغات
هرچی دلت بخواد داره

هرچی دلت بخواد داره
در خدمتم هر عکس و مطلبی خواستین بگید بذارم
نویسندگان
نظر سنجی
چرا خدا عشق را به وجود آورد؟











لینک دوستان

شرلوک هلمز کاراگاه معروف و معاونش واستون رفته بودند صحرا نوردی و شب هم چادری زدند و زیر آن خوابیدند.

نیمه های شب هلمز بیدار شد و آسمان را نگریست.بعد واستون را بیدار کرد و گفت:نگاهی به آن بالا بینداز و به من بگو چه می بینی؟

واستون گفت:میلیون ها ستاره می بینم.

هولمز گفت:چه نتیجه ای می گیری؟

واستون گفت:از لحاظ روحانی نتیجه می گیریم که خداوند بزرگ است و ما چقدر در این دنیا حقیریم.از لحاظ ستاره شناسی نتیجه می گیریم که ذهره به درج مشتری است،پس باید اوایل تابستان باشد.از لحاظ فیزیکی نتیجه می گیریم که مریخ در محاذات قطبی است،پس ساعت باید حدود سه نیمه شب باشد.

شرلوک هولمز قدری فکر کرد و گفت:واستون،تو واقعا احمقی.نتیجه اول و مهمی که باید بگیری این است که چادرمان را دزدیدند!

Big Yellow Flower Big Yellow Flower

در زندگی همه ما بعضی وقت ها بهترین و ساده ترین جواب و راه حا کنار دستمونه،ولی آنقدر به دور دست ها نگاه می کنیم که آن را نمی بینیم.

Giraffe Heart




طبقه بندی: مطالب جالب،
[ جمعه 5 اسفند 1390 ] [ 12:12 ب.ظ ] [ miss.nazanin ]

جواب همدلی را با رازداری بده

جواب تشکر را با تواضع

جواب کینه را با گذشت

جواب بی مهری را با محبت

جواب پشتکار را با تشویق

جواب یکرنگی را با اطمینان

جواب دورنگی را با خلوص

جواب بی ادب را با سکوت

جواب نگاه مهربان را با لبخند

جواب حسادت را با اغماض

جواب خواهش را بی غرور

جواب خشم را با صبوری




طبقه بندی: مطالب جالب،
[ جمعه 5 اسفند 1390 ] [ 12:11 ب.ظ ] [ miss.nazanin ]

با رفیقم رفتیم سینما، بعد میگه: کاش دوست دخترتم میاوردی! د ن د اگه قرار بود اون بیاد که تو سبیل کلفت رو نمی آوردم!


اومدم زندگی کنم بهم گفتن د ن د تو ایران نمیشه باید بری خارج....اودم برم خارج گفتن د ن د پایان خدمت نداری ممنوع الخروجی!!!


امتحان داشتیم به رفیقم میگم نخوندم تقلب میرسونی؟ میگه: د ن د اونوقت نمرت مث من بشه؟ پـَـ نـَـ پـَـ توقع داری نخونده من بهت تقلب بدم نمرت مث من شه...!؟!


داشتم فیلم میدیدم مادرم اشاره کرد به تلویزیون گفت: بلندش کن...منم کوتاهی نکردم وصداشو تا آخر زیاد کردم...درومد گفت: د ن د بلندش کن زیرشو گرد گیری کنم!!!


رفتم داروخانه به یارو میگم: شامپو ویتامینه میخوام...طرف بایه قیافه حق به جانبی که مثلا خیلی حالیش میشه و من چیزی حالیم نیست نگاه میکنه میگه: واسه موهات میخوای؟؟؟؟ د ن د واسه فرش میخوام که گل هاش سریع رشد کنن....!


به مامانم میگم ناهار چی داریم؟ میگه گشنته؟ میگم د ن د میخوام ببینم زن زندگی هستی یانه؟!




طبقه بندی: د نـــ د،
[ جمعه 5 اسفند 1390 ] [ 12:08 ب.ظ ] [ miss.nazanin ]

دوستم میگه من خیلى تنهام ! میگم نـــــــه این حرفو نزن . هیچكس تنهانیست! من از تنهایی درت میارم. میگه واقعا؟ یعنی میخوای با من باشى؟ میگم دِ نـَـ دِ برات همراه اول میخرم...


اعصابم ،ضعیفه ،خرابه باید برم دکتر شاید آرومم کنه دِ نـَـ دِ از جونم سیر شدم که دکتر با داروهاش منو روانی کنه برم تیمارستان!!!


خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو دِ نـَـ دِ گاهی همرنگ جماعت میشی و رسوا میشی...!


دندون به زبون می گه اگه یه کوچولو گازت بگیرم بریده میشی. زبون میگه دِ نـَـ دِ اگه موقع حرف زدن یه حرکتو اشتباه بیام کل 32 تاتون باید بریزید بیرون..


به مامانم میگم:میخوام فوتبال ببینم داری چیزی میبینی؟!میگه:آره!میگم:این که پیام بازرگانیه!!میگه:دِ نـَـ دِ شاید یه چی نشون داد!!!


بابام میبینه که دارم فیسبوک چک میکنم میگه:همش توفیسبوکی!بادوستات می فیسبوکی؟؟! منم گفتم پـَـ نـَـ پـَـ من مارک زوکر برگم، اوضاع کاربران فیسبوک رو چک میکنم یه وقت کم و کسری نداشته باشن!!!! بابام گفت دِ نـَـ دِ تواگه مارک زوکر برگ بودی پول شارژ ADSL رو از من نمیگرفتی! گفتم:مگه شماهم دِ نـَـ دِ میدونی؟؟گفت: پـَـ نـَـ پـَـ فقط تو میدونی!


 




طبقه بندی: د نـــ د،
[ جمعه 5 اسفند 1390 ] [ 12:07 ب.ظ ] [ miss.nazanin ]

تشیع جنازه پدر بزرگم برمیگشتیم عمم داشت خودشو از شدت ناراحتی میکشت یکی از اقوام گفت :عزیزم چقدر مدل موهات قشنگه !!!!یهو عمه صاف نشست گفت دِ نـَـه دِ تازه الان بهم ریختس


بابام اومده میگه تو اخبار گفته خاویار تقلبی اومده،مواظب باشا...دِ نـَـه دِ آخه پدره من،من خاویار خورم یا تو یا هفت نسل قبلمون


بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم/ همه تن چشم شدم....

"دِ نـَـه دِ "

اصلش اینه

بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم/ فکرنکن یاد تو بودم، کارنداشتم ول می گشتم


ژاپنی ها میگن ما میتونیم ، مگر اینکه بلایی نازل بشه دِ نـَـه دِ”……….. درستش اینکه بگی ما نمی تونیم ! مگر اینکه فرجی بشه


به مامانم میگم سرم درد میکنه,میگه چرا؟میگم شاید تومور مغزی دارم…میگه خفه شو ذلیل مرده,این حرفا چیه میزنی ؟!دِ نـَـه دِ منظورش اینه که خدا نکنه عزیزم


با دوستم چایی میخوردیم یهو یه خرمگس افتاد تو چاییش بش گفتم بگیر بندازش تو سطل گفت د نه د می باس هرچی خورده برگردو نه تو لیوان!!!




طبقه بندی: د نـــ د،
[ جمعه 5 اسفند 1390 ] [ 12:07 ب.ظ ] [ miss.nazanin ]

تو باشگاه داشتم طناب میزدم یک دفعه طناب به کفشم گیر کرد افتادم. مربی اومده بهم میگه افتادی؟ منم درجا مثل این ندیده ها گفتم پـَـ نـَـ پـَـ واسه یک لحظه یادم رفت که نیروی جاذبه هم وجود داره. اونم با کمال خونسردی گفت 200 تا طناب 10 بار دور زمین میدوی 10 دقیقه هم حرکات کششی انجام میدی تا دیگه یادت نره جاذبه هم وجود داره

***************************

استاد سه تا سیم پای تخته کشید. یکی پرسید: استاد شبکه ی سه فازه؟ استاد گفت: پـَـ نـَـ پـَـ تکفازه اون دوتارو کشیدم تنها نباشه

***************************
تو سریال تلویزیون، دختره تصادف کرده، بعد یه پسر خوش تیپ می بینه با تعجب می پرسه: "یعنی تو فرشته مرگی؟" پـَـ نـَـ پـَـ خواستگار جدیدته بعد تصادف خوشگل تر شدی.
***************************

یکی‌ رو تازه اوردن مدرسمو ن من مسول شدم تا تمام قسمتای مدرسه رو بهش معرفی کنم. نوبت سالن غذا خوری شد گفتم اینجا سالن ناهار خوری .گفت میایم اینجا غذا می‌خوریم گفتم پـَـ نـَـ پـَـ میاییم ظرفارو میشوریم

***************************

از گوگل سایت رو باز کردم ، نوشته آیا میخواهید وارد سایت شوید ! گفتم پـَـ نـَـ پـَـ مثل اینکه زنگو اشتباه زدم با طبقه بالایی کار دارم ، ببخشید دیگه تکرار نمیشه !

***************************

رفتم سالن تئاتر ، یارو میگه اومدی تئاتر ببینی؟ میگم پـَـ نـَـ پـَـ اومدم فوتبال بازی کنم.


 




طبقه بندی: پـــ نـــ پـــ،
[ جمعه 5 اسفند 1390 ] [ 12:05 ب.ظ ] [ miss.nazanin ]

امروز سر کلاس فارسی عمومی بودیم . استاد میپرسه از بین شما کیا دبیرستان علوم انسانی خوندن ؟ 2 نفر از دخترا دستاشونو بالا بردن . استاد گفت اون داستان حسنک رو خوندین پس؟ دختره با عشوه گفت : حسنک وزیر استاد؟ از ته کلاس گفتم پـَـ نـَـ پـَـ حسنک کجایی (شاهین)

***************************

دوستم میگه چرا انقدر غذات کم شده؟ میگم : تو رژیمم. میگه رژیم لاغری؟ پـَـ نـَـ پـَـ رژیم صهیونیستی!!!

***************************

تا اومدم قورمه سبزی رو گذاشتم رو میز، دختر خالم گفت قورمه سبزیه؟ گفتم پـَـ نـَـ پـَـ کوکو سبزیه ابشو زیاد کردیم شده قورمه سبزی

***************************

بابام میبینه که دارم فیسبوک چک میکنم. میگه : همش تو فیسبوکی با دوستات می فیسبوکی؟ منم گفتم: پـَـ نـَـ پـَـ من مارک زاکربرگم دارم اوضاع کاربران فیسبوک رو چک میکنم یه وقت کم و کسری نداشته باشن. بابام گفت د ِ نـَـ دِ اگه تو زاکربرگ بودی پول شارژ ای دی اس ال رو از من نمیگرفتی. من گفتم : شما هم دِ نـَـ دِ رو میدونی؟ گفت: پـَـ نـَـ پـَـ فقط تو میدونی

***************************

با دوستم رفتم رستوران ، از زیر میز باکفشش میزنه به شلوارم ، میگه پای تو هست ؟ میگم پـَـ نـَـ پـَـ این یه پایه جدیده گذاشتن مشتریها کف کفششونو با اون پاک کنن. ورژن جدیدش واکس هم میزنه .

***************************

به دوستم گفتم : از هفته ی بعد کلاسها تشکیل میشه؟ گفت :مگه میخوای بری سر کلاس؟ گفتم پـَـ نـَـ پـَـ میخوام استاد ها رو غافلگیر کنم از این هفته برم




طبقه بندی: پـــ نـــ پـــ،
[ جمعه 5 اسفند 1390 ] [ 12:05 ب.ظ ] [ miss.nazanin ]

مستند حیات وحش میدیدم ، دوستم میگه اون شیر سفیده میگن نادره ، درسته؟ میگم پـَـ نـَـ پـَـ اون قادر داداششه ، نادر رفته نون بگیره

***************************

اومدم یزد،تاکسی گرفتم واسه دانشگاه یزد. نزدیک دانشگاه رسیدیم راننده پرسید دانشگاه یزد میرید؟ گفتم پـَـ نـَـ پـَـ میخوام برم برج میلاد اینجا گم شدم!!

***************************

رفتم قنادی میگم یه کیک میخوام روش نوشته باشه پیوندتان مبارک..میگه واسه جشن عقده؟ تو دلم گفتم پـَـ نـَـ پـَـ واسه ختنه ست .......بریدیم، با درخت کاج پیوند زدیم والا........

***************************

رفتم کارخونه بابام به منشیش میگم : بابام هست ؟ میگه آره میخوای بری تو؟ گفتم پـَـ نـَـ پـَـ فقط میخواستم آمارشو بگیرم یه وقت شیطونی نکنه

***************************

تو روزنامه خوندم یارو 30 تا قرص خورده، از طبقه ی چهاردم خودش رو پرت کرده، قبلشم رگ دستش رو زده. دوستم میگه مُرده؟ میگم: پـَـ نـَـ پـَـ ctrl+z رو زد برگشت به آغوش گرم خانواده

***************************

نشستم دارم فوتبال میبینم بابام اومده کانالو عوض کرده. میگه داشتی فوتبال میدیدی؟ پـَـ نـَـ پـَـ زل زدم به تلویزیون ندزدنش شما بیاین برنامتونو ببینین




طبقه بندی: پـــ نـــ پـــ،
[ جمعه 5 اسفند 1390 ] [ 12:04 ب.ظ ] [ miss.nazanin ]

یارو10کالری از خوردن یه رانی وارد بدنش میشه ولی حاظره12 کالری بسوزنه اون دوتا تیکه میوه باقیمونده ته قوطی رو دربیاره

*********************************

خدا نگذره از کسی که شیر حموم رو روی وضعیت دوش میبندن وخارج میشن!

********************************

عمه ی توماس ادیسون مجددادربیانیه ای به مردم شریف ایران اعلام کرد:
توماس فقط برق را اختراع کرده است لطفا به خاطرقبضش مارا مورد عنایت قرار ندهید
!!!!!!!!والااااااااااااا چه کاریه.....

********************************

تا حالا دقت کردین سر سفره وقتی به طرفت میگی نمکدون و بده ...اول خودش نمک میریزه رو غذاش بعد میده شما.

********************************

بعد از یک عمربالاخره نفهمیدم که هنگام روبوسی باید دوبارصورت طرف مقابل رو ببوسم یه سه بار تا هر دوتامون ضایع نشیم

*******************************

یکی از ترسناک ترین جملات دوران مدرسه این بود که:یه برگه ای از کیفتون بیارین بیرون.

*******************************



طبقه بندی: مطالب جالب،
[ جمعه 5 اسفند 1390 ] [ 12:03 ب.ظ ] [ miss.nazanin ]

کار از کار گذشتن : سبقت گرفتن یک اتومبیل از اتومبیل دیگر
.
عقربه : عقرب مونث
.
لوزی : سطح پایین زندگی کن
.
صفت : سه تا آدم چاق
.
رامبد : قبلا رام بود حالا وحشی شده
.
چایکوفسکی : ماخوذ از روسی یعنی چای مرا چه کسی کوفت کرده است ؟
.
باکتری : از کتری استفاده کن ! با قوری نه !!!
.
خودکامی : منظور خود کامیار است ، کسی که خودش می آید !
.

عاشقم : آشی که در دوران غم پخته شود !

.
ژرف بینی : کسی که سوراخ بینی اش عمیق است !
.
سودای باطل : نوشابه ای که گاز آن پریده باشد !
.
هیهات : آبگرمکن یا کتری برقی که هی به جوش می آید !
.
فضاحت : کلاه فضانوردی !
.
کته ماست : آن گربه مال ماست !
.
کدبانو : دختر خانمی مجرب در نقشه کشی با نرم افزار اتوکد !
.
سوغاتی : بسیار عصبانی !
.
عجبشیر : احساس رضایت از مطبوع بودن شیر !




طبقه بندی: مطالب جالب،
[ جمعه 5 اسفند 1390 ] [ 12:02 ب.ظ ] [ miss.nazanin ]

راه های بازی با اعصاب دیگران

1. روزهای تعطیل مثل بقیه روزها ساعتتون رو كوك كنین تا همه از خواب بپرن

2. سر چهارراه وقتی چراغ سبز شد دستتون رو روی بوق بذارین تا جلویی ها زود تر راه بیفتند


3. وقتی میخواین برین دست به آب با صدای بلند به اطلاع همه برسونین


4. وقتی از کسی آدرسی رو می پرسین بلافاصله بعد از جواب دادنش جلوی چشمش از یه نفر دیگه بپرسین


5. کرایه تاکسی رو بعد از پیاده شدن و گشتن تمام جیبهاتون به صورت اسکناس هزاری پرداخت کنید


6. همسرتون رو با اسم همسر قبلیتون صدا بزنین


7. جدول نیمه تموم دوستتون رو حل کنین


8. روی اتوبان و جاده روی لاین منتهی الیه سمت چپ با سرعت پنجاه کیلومتر در ساعت حرکت کنین


9. وقتی عده زیادی مشغول تماشای تلویزیون هستند مرتب کانال رو عوض کنین


10. از بستنی فروشی بخواین که اسم پنجاه و چهار نوع بستنی رو براتون بگه


11. در یک جمع سوپ یا چایی رو با هورت کشیدن نوش جان کنین


12. به کسی که دندون مصنوعی داره بلال تعارف کنین


13. وقتی از آسانسور پیاده میشین دکمه های تمام طبقات رو بزنین و محل رو ترک کنین


14. وقتی با بچه ها بازی فکری می کنین سعی کنین از اونها ببرین


15. موقع ناهارتوی یک جمع جزئیات تهوع وگلاب به روتون استفراغی که چند روز پیش داشتین رو با آب و تاب تعریف کنین


16. ایده های دیگران رو به اسم خودتون به کار ببرین


17. بوتیک چی رو وادار کنید شونصد رنگ و نوع مختلف پیراهنهاشو باز کنه و نشونتون بده و بعد بگین هیچ کدوم جالب نیست و سریع خارج بشین


18. شمع های کیک تولد دیگران رو فوت کنین


19. اگر سر دوستتون طاسه مرتب از آرایشگرتون تعریف کنین


20. وقتی کسی لباس تازه می خره بهش بگین خیلی گرون خریده و سرش کلاه رفته


21. صابون رو همیشه کف وان حموم جا بذارین


22. روی ماشینتون بوقهای شیپوری نصب کنین


23. وقتی دوستتون رو بعد ازیه مدت طولانی می بینین بگین چقدر پیر شده


24. وقتی کسی در جمعی جوک تعریف می کنه بلافاصله بگین خیلی قدیمی بود


25. چاقی و شکم بزرگ دوستتون رو مرتب بهش یادآوری کنین


26. بادکنک بچه ها رو بترکونین


27. مرتب اشتباه لغوی و گرامری دیگران هنگام صحبت رو گوشزد کنین و بهش بخندین


28. وقتی دوستتون موهای سرش رو کوتاه میکنه بهش بگین موی بلند بیشتر بهش می یاد


29. بچه جیغ جیغوی خودتون رو به سینما ببرین


30. کلید آپارتمان طبقه سیزدهم تون رو توی ماشین جا بذارین و وقتی به در آپارتمان رسیدین یادتون بیاد! ﴿این راه هم جنبه هایی از مازوخیسم در بر داره


31. ایمیل های فورواردی دوستتون رو همیشه برای خودش فوروارد كنین


32. توی كنسرتهای موسیقی بزرگ و هنری ، بی موقع دست بزنین


33. هر جایی كه می تونین ، آدامس جویده شده تون رو جا بذارین! ﴿توی دستكش دوستتون بهتره


34. حبه قند نیمه جویده و خیستون رو دوباره توی قنددون بذارین


35. نصف شبها با صدای بلند توی خواب حرف بزنین


36. دوستتون كه پاش توی گچه رو به فوتبال بازی كردن دعوت كنین


37. عكسهای عروسی دوستتون رو با دستهای چرب تماشا كنین


38. پیچهای كوك گیتار دوستتون رو كه ۵ دقیقه دیگه اجرای برنامه داره حداقل ۲۷۰ درجه در جهات مختلف بچرخونین


39. با یه پیتزا فروشی تماس بگیرین و شماره تلفن پیتزا فروشی روبروییش كه اونطرف خیابونه رو بپرسین


40. شیشه های سس گوجه فرنگی و هات سس فلفل رو عوض كنین


41. موقع عكس رسمی انداختن برای هر كس جلوتونه شاخ بذارین


42. توی ظرفهای آجیل برای مهموناتون فقط پسته ها و فندقهای دهان بسته بذارین


43. شونصد بار به دستگاه پیغام گیر تلفن دوستتون زنگ بزنین و داستان خاله سوسكه رو تعریف كنین


44. توی روزهای بارونی با ماشینتون با سرعت از وسط آبهای جمع شده رد بشین


45. توی جای كارت دستگاههای عابر بانك چوب كبریت فرو كنین


46. جای برچسبهای قرمز و آبی شیرهای آب توالت هتل ها رو عوض كنین


47. یكی از پایه های صندلی معلم یا استادتون رو لق كنین


48. توی مهمونی ها مرتب از بچه چهار ساله تون بخواین كه هر چی شعر بلده بخونه


49. چراغ توالتی كه مشتری داره و كلید چراغش بیرونه رو خاموش كنین


50. ورقهای جزوه ء ۳۰۰ صفحه ای دوستتون كه ازش گرفتین زیراكس كنین رو قاطی پاتی بذارین ، یه بر هم بزنین ، بعد بهش پس بدین




طبقه بندی: مطالب جالب،
[ جمعه 5 اسفند 1390 ] [ 12:01 ب.ظ ] [ miss.nazanin ]

امتحان انشاً داشتیم اون موقع ها یاس یه اهنگ جدید داده بود كه عین بمب صدا كرده بود منم كل اهنگ رو حفظ بودم..
اول اهنگش با به نام خدا شروع میشه
اقا منم روز امتحان خواب خواب رفتم سر جلسه
به نام خدا رو كه نوشتم خود به خود بقیه اهنگم پشت سرش نوشتم بعدشم برگه رو تحویل دادم
معلممونم كف كرده بود چجوری به اون سرعت تموم كردم
روز بعدش وقتی داشت برگه هارو تحویل میداد منو صدا كرد رفتم جلو میزش
تا اون موقع هم هنوز نمیدونستم چه گندی زدم
رفتم جلو معلم برگشت گفت : فرج پوری چرا از این مزخرفات گوش میدی ؟؟!
منم كه هنگ كرده بودم هیچی نگفتم
بعدش گفت برای همه بخون ببینن چی نوشتی
منم شروع كردم خوندن... خط اول رو كه خوندم دیدم بچه ها دارن كف زمینو گاز میگیرن
اونجا بود كه فهمیدم چه گندی زدم
البته از اونجایی كه معلممون ادم باحالی بود گفت چون بچه هارو خندوندی بهت ٢٠ میدم
*******************************************************************
اعتراف می کنم بچه بودم یه جوجه داشتم که تو خونه همیشه کثیف کاری می کرد. منم بخاطر اینکه کثیف کاری نکنه با کیسه فریزر و دستمال کاغذی پوشک واسش درست کردم! اما همش راه می رفت و پوشک می افتاد بخاطر همین با چسب نواری به صورت ضرب دری ...رو بستم! جوجه ام فرداش مرد!
*********************************************************************
امروز دوستم( که تو یه کلاس دیگس) بهم گفت که زنگ اول معلم فیزیک چیکار کرد؟
منم اومدم بگم "اول حاضر غایب کرد" اشتباهی گفتم: اول حاضرا و غایبارو کرد!!
دوستمم بلافاصله گفت: میگم چرا قیافت یه جوری شده!
*********************************************************************
چند روز پیش امتحان تفسیر موضوعی قرآن داشتیم که امتحان بسیار آسونی بود و من وقت نکرده بودم هیچی بخونم رفتم سر جلسه ی امتحان.برگه رو گزاشتن جلوم دیدم هیچیش آشنا نمیزنه در همون موقع چند نفر رو دیدم که به طور فجیعی تقلب میکردند یهو مثل این فیلما که دو تا صحنه رو هی نشون میدن تا به یه نتیجه برسند منم تو مخم این صحنه ی تقلب و برگه ی سفید پیش روم هی تکرار میشد :دی یهو یاد یکی از پست های فیسبوک افتادم در مورد تقلب که یکی از روش های تقلب و گفته بود که اونم نوشتن جمله ی تاثیر گزار پایان برگه برای استاد بود یکی از اون جمله ها یادم اومد:«در اعتراض به تقلب گسترده ای که سر جلسه ی امتحان از سوی دیگر دانشجویان
شاهد بودم از دادن این امتحان خودداری کرده و نمرهی صفر را به بیستِ با
تقلب ترجیح میدهم.» خلاصه برگه رو دادیمو رفتیم چند روز پیسش نتیجه ی امتحان اومده بود شده بودم 19 =)))) خدایا بالاخره فیسبوکم یه جا به درسمون کمک کرد :دی
*************************************************************************
امروز بهراد(پسر 4ساله ام) داشت میرفت خونه دوستش منو بوسید گفت :مامان خیلی دوست دارم.منم جو گیر شدم گفتم: منم عاشقتم!
اونم بیشترجو گیر شد گفت: مامان خرتمممممممممم
************************************************************************
بچگیام از این پفکهاى ده تومانى بودن باز میکردى بعضى وختا جایزه بىست تومانى و پنجاه تومانى توشون بود، یه بار باز کردم ىه پنجاه تومانى توش بود، نمیدونستم باهاش چیکار کنم تا یه ماه قایمش کردم، بعد رفتم ورش دارشتم برم خوراکى بخرم، تو راه گمش کردم، هنوزم یادم میاد میخوام سرمو بکوبم به دیوار!!!
***********************************************************************
یکی از دوستام با یه پسر خیلی پولدار دوست شده بود و تصمیم داشت هر طور شده باهاش ازدواج کنه ،
تو یه مهمونی یه دفعه از دهنش پرید که 5 ساله دفتر خاطرات داره و همچیزشو توش می نویسه ،
این آقا هم گیر داد که دفتر خاطراتتو بده من بخونم!
از فردای اون روز نشستیم به نوشتنه یه دفتر خاطرات تقلبی واسش ، من وظیفه قدیمی جلوه دادنشو داشتم ،
10 جور خودکار واسش عوض کردم ، پوست پرتقال مالیدم به بعضی برگاش ...، چایی ریختم روش ...
اونم هم تا می تونست خودشو خوب نشون داد و همش نوشت از تنهایی و من با هیچ پسری دوست نیستمو خیلی پاکم و اصلا دنبال مادیات نیستم و فقط انســــانیت برام مهمه و ...
بعد از یک هفته کار مداوم ما و پیچوندن آقای دوست پسر ، دفتر خاطراتو بُرد تقدیم ایشون کرد ...
آقای دوست پسر در ایکی ثانیه دفتر خاطرات رو بر فرق سرش کوبید و گفت :
منو چی فرض کردی؟
اینکه سالنامه 1390 هست! تو 5 ساله داری تو این خاطره می نویسی؟
و اینگونه بود که دوست من هنوز مجرد است...
"کوروش فسقلی"





طبقه بندی: مطالب جالب،
[ جمعه 5 اسفند 1390 ] [ 11:59 ق.ظ ] [ miss.nazanin ]

امتحان انشاً داشتیم اون موقع ها یاس یه اهنگ جدید داده بود كه عین بمب صدا كرده بود منم كل اهنگ رو حفظ بودم..
اول اهنگش با به نام خدا شروع میشه
اقا منم روز امتحان خواب خواب رفتم سر جلسه
به نام خدا رو كه نوشتم خود به خود بقیه اهنگم پشت سرش نوشتم بعدشم برگه رو تحویل دادم
معلممونم كف كرده بود چجوری به اون سرعت تموم كردم
روز بعدش وقتی داشت برگه هارو تحویل میداد منو صدا كرد رفتم جلو میزش
تا اون موقع هم هنوز نمیدونستم چه گندی زدم
رفتم جلو معلم برگشت گفت : فرج پوری چرا از این مزخرفات گوش میدی ؟؟!
منم كه هنگ كرده بودم هیچی نگفتم
بعدش گفت برای همه بخون ببینن چی نوشتی
منم شروع كردم خوندن... خط اول رو كه خوندم دیدم بچه ها دارن كف زمینو گاز میگیرن
اونجا بود كه فهمیدم چه گندی زدم
البته از اونجایی كه معلممون ادم باحالی بود گفت چون بچه هارو خندوندی بهت ٢٠ میدم
*******************************************************************
اعتراف می کنم بچه بودم یه جوجه داشتم که تو خونه همیشه کثیف کاری می کرد. منم بخاطر اینکه کثیف کاری نکنه با کیسه فریزر و دستمال کاغذی پوشک واسش درست کردم! اما همش راه می رفت و پوشک می افتاد بخاطر همین با چسب نواری به صورت ضرب دری ...رو بستم! جوجه ام فرداش مرد!
*********************************************************************
امروز دوستم( که تو یه کلاس دیگس) بهم گفت که زنگ اول معلم فیزیک چیکار کرد؟
منم اومدم بگم "اول حاضر غایب کرد" اشتباهی گفتم: اول حاضرا و غایبارو کرد!!
دوستمم بلافاصله گفت: میگم چرا قیافت یه جوری شده!
*********************************************************************
چند روز پیش امتحان تفسیر موضوعی قرآن داشتیم که امتحان بسیار آسونی بود و من وقت نکرده بودم هیچی بخونم رفتم سر جلسه ی امتحان.برگه رو گزاشتن جلوم دیدم هیچیش آشنا نمیزنه در همون موقع چند نفر رو دیدم که به طور فجیعی تقلب میکردند یهو مثل این فیلما که دو تا صحنه رو هی نشون میدن تا به یه نتیجه برسند منم تو مخم این صحنه ی تقلب و برگه ی سفید پیش روم هی تکرار میشد :دی یهو یاد یکی از پست های فیسبوک افتادم در مورد تقلب که یکی از روش های تقلب و گفته بود که اونم نوشتن جمله ی تاثیر گزار پایان برگه برای استاد بود یکی از اون جمله ها یادم اومد:«در اعتراض به تقلب گسترده ای که سر جلسه ی امتحان از سوی دیگر دانشجویان
شاهد بودم از دادن این امتحان خودداری کرده و نمرهی صفر را به بیستِ با
تقلب ترجیح میدهم.» خلاصه برگه رو دادیمو رفتیم چند روز پیسش نتیجه ی امتحان اومده بود شده بودم 19 =)))) خدایا بالاخره فیسبوکم یه جا به درسمون کمک کرد :دی
*************************************************************************
امروز بهراد(پسر 4ساله ام) داشت میرفت خونه دوستش منو بوسید گفت :مامان خیلی دوست دارم.منم جو گیر شدم گفتم: منم عاشقتم!
اونم بیشترجو گیر شد گفت: مامان خرتمممممممممم
************************************************************************
بچگیام از این پفکهاى ده تومانى بودن باز میکردى بعضى وختا جایزه بىست تومانى و پنجاه تومانى توشون بود، یه بار باز کردم ىه پنجاه تومانى توش بود، نمیدونستم باهاش چیکار کنم تا یه ماه قایمش کردم، بعد رفتم ورش دارشتم برم خوراکى بخرم، تو راه گمش کردم، هنوزم یادم میاد میخوام سرمو بکوبم به دیوار!!!
***********************************************************************
یکی از دوستام با یه پسر خیلی پولدار دوست شده بود و تصمیم داشت هر طور شده باهاش ازدواج کنه ،
تو یه مهمونی یه دفعه از دهنش پرید که 5 ساله دفتر خاطرات داره و همچیزشو توش می نویسه ،
این آقا هم گیر داد که دفتر خاطراتتو بده من بخونم!
از فردای اون روز نشستیم به نوشتنه یه دفتر خاطرات تقلبی واسش ، من وظیفه قدیمی جلوه دادنشو داشتم ،
10 جور خودکار واسش عوض کردم ، پوست پرتقال مالیدم به بعضی برگاش ...، چایی ریختم روش ...
اونم هم تا می تونست خودشو خوب نشون داد و همش نوشت از تنهایی و من با هیچ پسری دوست نیستمو خیلی پاکم و اصلا دنبال مادیات نیستم و فقط انســــانیت برام مهمه و ...
بعد از یک هفته کار مداوم ما و پیچوندن آقای دوست پسر ، دفتر خاطراتو بُرد تقدیم ایشون کرد ...
آقای دوست پسر در ایکی ثانیه دفتر خاطرات رو بر فرق سرش کوبید و گفت :
منو چی فرض کردی؟
اینکه سالنامه 1390 هست! تو 5 ساله داری تو این خاطره می نویسی؟
و اینگونه بود که دوست من هنوز مجرد است...
"کوروش فسقلی"





[ جمعه 5 اسفند 1390 ] [ 11:59 ق.ظ ] [ miss.nazanin ]

تفاوت مدیران در اونور دنیا و اینور دنیا!


 

اونور دنیا : موفقیت مدیر بر اساس پیشرفت مجموعه تحت مدیریتش سنجیده می‌شود.

اینور دنیا : موفقیت مدیر سنجیده نمی‌شود، خود مدیر بودن نشانه موفقیت است.


اونور دنیا : مدیران بعضی وقت ها استعفا می‌دهند.

اینور دنیا : عشق به خدمت مانع از استعفا می‌شود.


اونور دنیا : افراد از مشاغل پایین شروع می‌کنند و به تدریج ممکن است مدیر شوند.

اینور دنیا : افراد مادرزادی مدیر هستند و اولین شغلشان در بیست سالگی مدیریت بزرگترین‌های کشور است.


اونور دنیا : برای یک پست مدیریت، دنبال مدیر می‌گردند.


اینور دنیا : برای یک فرد، دنبال پست مدیریت می‌گردند و در صورت لزوم این پست ساخته می‌شود.



اونور دنیا : یک کارمند ساده ممکن است سه سال بعد مدیر شود.

اینور دنیا : یک کارمند ساده، سه سال بعد همان کارمند ساده است، در حالیکه مدیرش سه بار عوض شده.


اونور دنیا : اگر بخواهند از دانش و تجربه کسی حداکثر استفاده را بکنند، او را مشاور مدیریت می‌کنند.

اینور دنیا : اگر بخواهند از کسی هیچ استفاده‌ای نکنند، او را مشاور مدیریت می‌کنند.


اونور دنیا : اگر کسی از کار برکنار شود، عذرخواهی می‌کند و حتی ممکن است محاکمه شود.

اینور دنیا : اگر کسی از کار برکنار شود، طی مراسم باشکوهی از او تقدیر می‌شود و پست مدیریت جدید می‌گیرد.


اونور دنیا : مدیران به صورت مستقل استخدام و برکنار می‌شوند، ولی به صورت گروهی و هماهنگ کار می‌کنند.

اینور دنیا : مدیران به صورت مستقل و غیرهماهنگ کارمی‌کنند، ولی به صورت گروهی استخدام و برکنار می‌شوند.


اونور دنیا : برای استخدام مدیر، در روزنامه آگهی می‌دهند و با برخی مصاحبه می‌کنند.

اینور دنیا : برای استخدام مدیر، به فرد مورد نظر تلفن می‌کنند.


اونور دنیا : زمان پایان کار یک مدیر و شروع کار مدیر بعدی از قبل مشخص است.

اینور دنیا : مدیران در همان روز حکم مدیریت یا برکناریشان را می‌گیرند.


اونور دنیا : همه می‌دانند درآمد قانونی یک مدیر زیاد است.

اینور دنیا : مدیران انسان‌های ساده زیستی هستند که درآمدشان به کسی ربطی ندارد.


اونور دنیا : برای مدیریت، سابقه کار مفید و لیاقت لازم است.

اینور دنیا : برای مدیریت، مورد اعتماد بودن کفایت می‌کند.


اونور دنیا : مدیر فعال‌ترین فرد سازمان است با مشغله فراوان.

اینور دنیا : مدیر کم کارترین فرد سازمان است با مشاغل فراوان.





طبقه بندی: مطالب جالب،
[ جمعه 5 اسفند 1390 ] [ 11:58 ق.ظ ] [ miss.nazanin ]

مراسم فرش قرمز فیلم خیابان بیست و چهارم با حضور کارگردان و عوامل فیلم در سینما فلسطین برگزار شد. در این مراسم جمع کثیری از هنرمندان سینما و تلویزیون و موسیقی حضور داشتند.

 گزارش تصویری از افتتاحیه فیلم سینمایی خیابان بیست و چهارم با حضور بازیگران سینما همچون:مهدی ماهانی,بهاره افشاری,نیما شاهرخ شاهی,شبنم قلی خانی,عسل بدیعی,هادی کاظمی,پرستو صالحی,شاهرخ استخری و… تقدیم شما میگردد

 عکس   گزارشی از مراسم فرش قرمز فیلم «خیابان ۲۴»

بقیه در ادامه مطلب........



ادامه مطلب

طبقه بندی: بازیگران و خوانندگان ایرانی،
برچسب ها: بازیگران خیابان بیست و چهارم، بازیگران فیلم خیابان بیست و چهارم، بازیگران فیلم سینمایی خیابان بیست و چهارم، خیابان بیست و چهارم، دانلود فیلم خیابان 24، عوامل خیابان بیست و چهارم، عوامل فیلم خیابان بیست و چهارم، عوامل فیلم سینمایی خیابان بیست و چهارم، عکس های بازیگران خیابان بیست و چهارم، عکس های بازیگران فیلم خیابان بیست و چهارم، عکس های بازیگران فیلم سینمایی خیابان بیست و چهارم، عکس های عوامل خیابان بیست و چهارم، عکس های عوامل فیلم خیابان بیست و چهارم، عکس های عوامل فیلم سینمایی خیابان بیست و چهارم، عکس های مراسم فرش قرمز خیابان بیست و چهارم، عکس های مراسم فرش قرمز فیلم خیابان بیست و چهارم، عکس های مراسم فرش قرمز فیلم سینمایی خیابان بیست و چهارم، فرش قرمز خیابان بیست و چهارم، فرش قرمز فیلم خیابان بیست و چهارم، فرش قرمز فیلم سینمایی خیابان بیست و چهارم، فیلم خیابان بیست و چهارم، فیلم سینمایی خیابان بیست و چهارم، مراسم فرش قرمز خیابان بیست و چهارم، مراسم فرش قرمز فیلم خیابان بیست و چهارم، مراسم فرش قرمز فیلم سینمایی خیابان بیست‌ و چهارم،
[ شنبه 11 تیر 1390 ] [ 04:04 ق.ظ ] [ miss.nazanin ]

 

گزارش تصویری از سفر حج هنرمندان کشور همچون:محمدرضا گلزار,مهناز افشار,الهام حمیدی,داریوش فرضیایی,رز رضوی,حسام نواب صفوی و…

 عکس   عکسهای مهناز افشار، حدیث میرامینی و عموپورنگ در سفر حج


بقیه در ادامه مطلب.......


ادامه مطلب

طبقه بندی: بازیگران و خوانندگان ایرانی،
برچسب ها: الهام حمیدی، بازیگران در حج، بازیگران در طواف کعبه، بازیگران زن در حج، بازیگرانی که در حج هستند، حج، حسام نواب صفوی، داریوش فرضیایی، رز رضوی، عکس الهام حمیدی در حج، عکس بازیگران زن در لباس احرام، عکس بازیگران زن در مکه، عکس حدیث میرامینی در حج، عکس رز رضوی در حج، عکس محمد رضا گلزار در حج، عکس مهناز افشار در حج، عکسهای الهام حمیدی با لباس حج، عکسهای الهام حمیدی در لباس احرام، عکسهای بازیگران در سفر حج، عکسهای بازیگران در لباس احرام، عکسهای بازیگران در مکه، عکسهای بازیگران زن در مدینه، عکسهای جدید حدیث میر امینی در اردیبهشت 90، عکسهای رز رضوی با لباس احرام، عکسهای رز رضوی در مکه، عکسهای عمو پورنگ با لباس حج، عکسهای عمو پورنگ در حج، عکسهای مهناز افشار در لباس احرام، عکسهای مهناز افشار، حدیث میرامینی و عموپورنگ در سفر حج، محمدرضا گلزار، مهناز افشار،
[ جمعه 10 تیر 1390 ] [ 03:55 ق.ظ ] [ miss.nazanin ]


 

 عکس   جدیدترین عکس ها از افسانه پاکرو و فرامرز قریبیان در تکیه بر باد

بقیه در ادامه مطلب........


ادامه مطلب

طبقه بندی: بازیگران و خوانندگان ایرانی،
برچسب ها: افسانه پاکرو، افسانه پاکرو در تکیه بر باد، افسانه پاکرو و فرامرز قریبیان در تکیه بر باد، تصاویر افسانه پاکرو در تکیه بر باد، تصاویر افسانه پاکرو و فرامرز قریبیان در تکیه بر باد، تصاویر فرامرز قریبیان در تکیه بر باد، تصاویر فیلم تکیه بر باد، تکیه بر باد، جدیدترین عکس ها از افسانه پاکرو و فرامرز قریبیان در تکیه بر باد، دانلود آهنگ سریال تکیه بر باد، دانلود تیتراژ سریال تکیه بر باد، دانلود سریال تکیه بر باد، دانلود فیلم تکیه بر باد، سریال تکیه بر باد، سریال ماه رمضان شبکه تهران، سریالهای ماه رمضان سال 90، شراره دولت آبادی، شهرام عبدلی، عکس افسانه پاکرو در تکیه بر باد، عکس افسانه پاکرو و فرامرز قریبیان در تکیه بر باد، عکس جدید افسانه پاکرو در تکیه بر باد، عکس جدید افسانه پاکرو و فرامرز قریبیان در تکیه بر باد، عکس جدید فرامرز قریبیان در تکیه بر باد، عکس فرامرز قریبیان در تکیه بر باد، عکس های افسانه پاکرو در تکیه بر باد، عکس های افسانه پاکرو و فرامرز قریبیان در تکیه بر باد، عکس های فرامرز قریبیان در تکیه بر باد، عکس های فیلم تکیه بر باد، عکسهای افسانه پاکرو در تکیه بر باد، عکسهای افسانه پاکرو و فرامرز قریبیان در تکیه بر باد، عکسهای فرامرز قریبیان در تکیه بر باد، عکسهای فیلم تکیه بر باد، فرامرز قریبیان، فرامرز قریبیان در تکیه بر باد، فیلم تکیه بر باد، مهدی فخیم زاده،
[ پنجشنبه 9 تیر 1390 ] [ 04:53 ق.ظ ] [ miss.nazanin ]

 عکس   آموزش میکاپ جهت برجسته کردن گونه ها

 

با توجه به اینکه اساسی ترین قسمت میکاپ که می تواند فرم و ترکیب چهره را با در نظر گرفتن سمت و جهت فوندیشن تا حدودی تغییر دهد رژ گونه است میتوان تنها با راهکاری اصولی و ساده گونه ها را به خصوص درصورتهایی که لاغر و باریک هستند برجسته تر نشان داد و چهره را شیک و جذابتر کرد.
برای اینکار لازم است به جز رژ گونه ی مورد نظر بر حسب رنگ آرایش از یک فوندیشن تیره نیز استفاده کنید. 
برای برجسته تر نشان دادن گونه ها ابتدا یک خط فرضی از گوشه دهان به وسط گوش و یک خط دیگر به صورت عمودی از گوشه خارجی چشم به طرف چانه بکشید. فوندیشن تیره را بعد از خط عمودی  روی این خط فرضی به طور افقی بزنید و سپس از رژ گونه ی ای که هماهنگ با آرایشتان انتخاب کرده بودید خیلی آرام و ملایم روی آن بزنید و کمی پخش کنید.



طبقه بندی: مدل آرایش و مو،
برچسب ها: آموزش آرایش صورت، آموزش آرایش کردن صورت لاغر و کشیده، آموزش آرایش گونه، آموزش آرایش گونه خانمها، اصول آرایش چهره و صورت، اموزش میکاپ گونه مخصوص بانوان، برجسته تر نشان دادن گونه ها، برجسته کردن لپ ها،
[ چهارشنبه 8 تیر 1390 ] [ 11:43 ق.ظ ] [ miss.nazanin ]
[ سه شنبه 7 تیر 1390 ] [ 04:33 ق.ظ ] [ miss.nazanin ]

 

 عکس   اس ام اس برای خداحافظی از معشوق بی وفا

 

این دیگه بار آخره دارم باهات حرف میزنم /
خداحافظ نامهربون میخوام ازت دل بکنم

سخته ولی من میتونم سخته ولی من میتونم / این جمله
رو اینقد میگم تا که فراموشت کنم


بقیه در ادامه مطلب.....


ادامه مطلب

طبقه بندی: اس ام اس،
برچسب ها: اس ام اس ابراز شکست در عشق، اس ام اس احساسات عاشقانه، اس ام اس اشک ریختن برای معشوق بیوفا، اس ام اس خداحافظ یار بی وفا، اس ام اس خداحافظی از معشوق، اس ام اس خداحافظی از یار بی وفا، اس ام اس خداحافظی با قلب شکسته، اس ام اس دل پر درد عاشق، اس ام اس دلشکستگی از معشوق، اس ام اس غم انگیز،
[ دوشنبه 6 تیر 1390 ] [ 03:30 ق.ظ ] [ miss.nazanin ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

تعداد کل صفحات : 7 :: 1 2 3 4 5 6 7

درباره وبلاگ

سلام -سلام ~~~اسمت چیه ؟ -نازنین ×××چند سالته ؟ -دیگه شدم14 ×××نام مستعار ؟ nazi-tk ××جرمت چیه ؟ -عاشقی ×××انگیزت چی بود از اینکه وبلاگ نویس شدی ؟ خواهر ناباب××× چند وقته تو کاره وبلاگ نویسی هستی ؟ -4سال ××× واسه هم سن و سالات چه توصیه ای داری ؟ -منو ببینن و درس عبرت بگیرن ٬ بچسبین به درس و مشقشون و .....××× کجا دنیا اومدی ؟ - بهش میگن تهران ، بیمارستان بقیه الله××× کی بدنیا آومدی ؟××× ۱۲ ظهر ٬ گشنم شده بود خواستم ناهار بخورم که دعوتم کردن به شیره خشک ×××نه نه منظورم چه تاریخی بود ! -آهان ٬ 16 فروردین 1376××× کجا زندگی می کنی ؟ -تو خونمون ×××مثله اینکه منظورمو نمی فهمی ! منظورم این بود که کجای تهران ؟ -اگه منظورتون آدرس خونمونه که کور خوندی ولی حالا چون دلت نشکنه میگم آریاشهر! سوال بعد××× رنگ مورد علاقت چیه ؟ -اومدی از من گزارش بگیری یا تست روانشناسی ؟ مشکی - صورتی-طوسی-سبز ارتشی ××× اوقات بیکاری چیکار میکنی ؟ -من اوقات بیکاری ندارم ٬ همیشه سرم شلوغه××× اگه کل ثروت دنیا رو بهت میدادن چیکار میکردی ؟ -میفروختم میرفتم کانادا آحه اینم سواله می پرسی ؟××× غذای مورد علاقه ؟ -هر چی تو فست فود هست ،،×××از چه چیزایی بدت میاد ؟ -خیانت ٬ اعتیاد ٬ دروغ ٬ دزدی ٬ کله پاچه ٬ بی اعتمادی ×××از چه چیزائی خوشت میاد ؟ -میگم IQ نداری واسه همینه ٬ خوب اونا رو برعکس کن خوشم میاد××× نوشیدنی ؟ خوب معلومه نوشابه ----×××خب یه خورده از خودت بگو ! -پس اینا که پرسیدی از عمه ام بود ؟××× تو چرا اینقدر بی ادبی ؟ - من بی ادب نیستم ٬ خیلی هم با ادبم تا چشت دربیاد ٬ این همه سوال کردی راجع به من نبود مگه ؟××× چرا ! -خوب بگو بازم سوال دارم و جواب بده به جای اینکه با کلمات منو khar کنی !××× باشه ! درس خوندی یا همینطوری خیابون متر میکنی ؟ - بله دارم میرم اول دبیرستانا××× آفرین ٬ تحصیل کرده خیلی جالبه ! چی خوندی ؟ دیونگی در ۶۰ ثانیه ؟ تو دانشکده امین آباد دو؟؟ وقتی وبلاگ مینویسی چه احساسی داری ؟ - احساس میکنم عینه یه مرغ عشق تو آسمونه آبی با یه خورده بارون ٬ یه خورده هم غبار محلی و در برخی نواحی همراه با بارش برف و در دیگر مناطق آفتابی پرواز میکنم منو سرکار گذاشتی؟از همون اول که سوال پرسیدی سرکار بودی دیگه ٬ خب آخه آدم حسابی وقتی آدم داره یه مطلب مینویسه چه احساسی میتونه داشته باشه ؟ تو وقتی میخوای بری WC چه احساسی داری ؟ ×××خب ........ - آهان ! دیدی . بگذریم خب بگو ببینم چرا انقدر دیر به دیر آپ میکنی ؟ -چون کسی رو ندارم براش مطلب بزارم به جز یه پسر مهربون که خیلی دوسش دارم همین
آرشیو مطالب
آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز

كد ماوس


قالب میهن بلاگ download قالب بلاگفا قالب بلاگ اسکای قالب وبلاگ اخلاق اسلامی قالب وبلاگ دیکشنری آنلاین ایجاد فرم تماس ایجاد گالری عکس نمایش اوقات شرعی تقویم جلالی رتبه سنج گوگل مترجم سایت نمایشگر آی پی گوگل ساخت کد صوتی آنلاین آمارگیر فونت های زیباساز تغییر شکل ماوس فال حافظ فال عشق طالع بینی هندی طالع بینی ازدواج بازی آنلاین